نامه سرگشاده به جناب اکبر اعلمی
شخصیت محبوب ملت ترک آزربایجان
جناب آقای اکبر اعلمی!
ملت شریف و بزرگ ترک آزربایجان همواره در طول تاریخ مدافع حقوق مظلومان بوده است. از این جهت که در حق شما نیز بیعدالتی را ترویج داده اند، جای شما در نزد ملت عدالتخواه ترک آزربایجان از مقام والایی برخوردار است. عزت و حرمت شما در نزد ملتمان دلایل روانی بیشتری دارد. بدون تردید در وهله اول کاراکتر عدالتخواهی و رادمردی شما نخستین عامل موثر بوده است. یکی دیگر از عوامل قابل درک هم این بوده است که در مدت 86 سال وطنمان مورد تبعیض و ظلم و اجحاف قرار گرفته است. ملت ترک آزربایجان از این لحاظ به اجحافی که بر ذات عالی رفته است آشناست. زیرا اجحاف برای جنابعالی بخشی از سیستم تبعیض نژادی است که دهها سال است بر ملت ما تطبیق می گردد.
برای اینکه راقم این مکتوب بصورت فرد گمنام و جعلی نباشد، میخواهم خود را معرفی کرده باشم. من با شناسنامه ایرانی با نام منوچهر جوانشیر و با لقب نویسندگی گونتای گنجالپ در سال 1345 در دشت مغان در روستایی بنام لیملی متولد شدم. دوران ابتدایی را در روستایمان، دبیرستان را در اردبیل به اتمام رسانذه وارد دانشگاه تبریز شدم. بدلایل مختلفی به زبان، هنر، موسیقی و فرهنگ ملیمان وابستگی بسیار عمیقی داشتم. بدین دلیل نیز مانع از ادامه تحصیلم گشتند و من نیز مانند صدها و شاید هزاران جوان ترک مجبورا روانه تعقیب سرنوشت خود در ناکجاآباد شدم. اما سئوآل بسیار جاذب و بزرگی وجدانم را تسخیر کرده بود: «هویت ملی و تاریخی من چیست؟» در سراسر زندگی پر مشقت خود همواره برای پاسخ به این سئوآل جستجو کردم. همچنانکه میدانید پاسخ یابی به این سئوآل در ایران هزینه هنگفت جانی می طلبد. بعد از سالیان دراز دربدریها نهایتا در فنلاند سکنی گزیدم. این پاراگراف کوچک را بدین دلیل نوشتم که هویت فردی و حقیقی راقم مجهول و مجعول نباشد و تصور نشود.
من در پی توضیح این نیستم که چسان در محیط و مناسبات اجتماعی ایران ملت شریف ترک تحقیر میشود. از تلویزیون، رادیو، روزنامه، رمانها گرفته تا در بعد ارتباطات روزمره اجتماعی ملت مظلوم ترک همواره مورد اهانت و تحقیر قرار می گیرد. در این باره جنابعالی بیش از همه تجربه و علم دارید. شاید هم تا به حال هیچ کس مثل جنابعالی این اعتراض را در عالیترین مرکز قانونگزاری به زبان نیاورده است. وقتی که صدای آزادیخواهانه شما از میکروفن مجلس، شعر شهریار بزرگمان را قرائت می کرد، در آن لحظه تاریخی هستی و تاریخ ملت ترک آزربایجان در وجود شما به تپش در آمده و سخن می گفت. میلیونها انسان ترک با بغض در گلویشان به جنابعالی گوش فرا دادند. زیرا جنابعالی در آن لحظات بصورت بغض ترکیده ملت ترک آزربایجان در آمده بودید. لحظاتی هستند که یک فرد بصورت مظهر یک ملت ظهور میکند.
وقتی که در انتخابات ریاست جمهوری جنابعالی گفتمان «آزربایجان تشکیلات من است» را بر زبان آوردید، در حقیقت نیات و آرزوهای دیرینه این ملت تاریخساز را فریاد می کشیدید. بدین دلیل بود که شهرهای آزربایجان آغوش خود را برای شما گشوده و شریفترین مردان شناخته شده این مرز و بوم در کنار جنابعالی قرار گرفتند. زیرا مردان آزاد اندیش ترک آزربایجان همواره طرفدار آزاد اندیشان و نیکمنشان بوده اند.
حقوق ملی ملت ترک در آزربایجان و در اقصا نقاط مختلف ایران یک موضوع فرادموکراسی می باشد. هویت ملی ما یک موضوع خدا دادیست. آنچنانکه خداوند قادر متعال در کتابش می فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمک عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر.» (سوره 49 آیه 13) دموکراسی یک پروسه بی پایان است. اما هستی ملی یک ملت یک واقعه خدا دادی و تاریخیست. از این دیدگاه هستی ملی و هویت ملی ما بخش جدایی ناپذیر باور دینیمان می باشد. بدین سبب نیز مبارزه هویت و حق طلبانه از پشتوانه عمیق اخلاقی، ایمانی و تاریخی برخوردار است. هر روز که می گذرد جوانان بیشتر به هویت ملی خود ایمان می آورند. زیرا دین اسلام نیز تنوعات قومی را یکی از الطاف و نعمات خداوندی می شمارد.
هر سال صدها و شاید هزاران جوان هویت طلب را از حقوق اجتماعی محروم می کنند. به زندان انداخته تعقیب و آزارشان می کنند. بدین دلیل جوانان پرانرژی مجبور به ترک وطن خود میشوند. از خانواده و تجربیات کاری خود جدا گشته و بسوی سرنوشتی نامعلوم روانه میشوند. علاوه بر این زندگی پر مشقت، فرار مغزهای بیدار شده نیز خود یک فاجعه ملی برای آزربایجان محسوب میشود.
آقای اعلمی!
تاریخچه زندگی شما همواره در گیر و دار مبارزه سیاسی و حق طلبانه شکل گرفته است. شما در این راه تجارب فراوانی را کسب کرده اید. بیشتر ملت ما چنین می اندیشد که جنابعالی از این به بعد نمی توانید بشکل دیگری زندگی بکنید. ملت ترک آزربایجان شما را یه عنوان یک شخصیت برجسته در آغوش خود پرورده و به صحنه تاریخ در آورده است. یک شخصیت ملی، اخلاقی و اجتماعی چون جنابعالی را تاریخ هر زمان بار نمی آورد. در حالی که صدها هزار انسان فداکار فریاد هویت طلبی و عدالتخواهی را سر می دهند، در رأس این انرژی ملی بایستی یک شخصیت رهبری قرار گیرد. یک شخصیت رهبری چون جنابعالی که اجازه ندهند از خیزش فراگیر ملتمان نژادپرستان و اجانب سوءاستفاده بکنند. مبارزه هویت طلبی ملت ترک آزربایجان می تواند پیام آور آزادی و دموکراسی به کل ایران به مرکزیت آزربایجان باشد. رهبران بزرگ و انسان دوستی چون گاندی بر اساس مبارزه اصل عدم خشونت توانستند حقوق یک ملت را از هارترین امپراطوری جهان بگیرند و همچنین بشر دوستی را مظهر خط مشی سیاسی خود قرار دهند. گاندی می گفت: «من به خاطر رهایی هندوستان نمیخواهم، حتی از بینی یک سرباز انگلیسی هم خون بیاید» آزادی هندوستان را بر اساس نفرت به ملت انگلیس تفسیر نمی کرد. حقیقت این است که نژادپرستان آریایی دارند با آتش بازی می کنند. تخم نفرت و حقارت می کارند. در مقابل این حقارتها و تبعیض نژادی و اقتصادی ملت ترک آزربایجان شاید مجبور میشود بروش دیگری عمل کند.
صد هزاران کیمیا حق آفرید
کیمیایی همچو صبر آدم ندید
اما صبر هم حدی دارد. آنچنانکه خداوند متعال نیز در سوره توبه با آنانکه راههای زشت را ترک نمی کنند و قابل اصلاح نیستند، با منطق صبر سخن نمی گوید.
جنابعالی که بصورت یک شخصیت تاریخی آزربایجان مشهور گشته اید، در انزوا و حاشیه ماندنتان با خواستها و واقعیتهای موجود سازگار نمی باشد. شعار «تورک دیلینده مدرسه» که از طرف صدها هزار انسان گوش فلک را کر می کند، باید از طرف یک شخصیت معتبر نیز به زبان آورده شود.
برای جلوگیری از بحرانهای سنگین که نژادپرستان آریایی بوجود می آورند، شخصیتهای برجسته چون جنابعالی باید در گزینش راه درست به این سیل خروشان ملت هویت خواه یاری رسانند.
با کمال احترام
منوچهر جوانشیر (گونتای گنجالپ)
Hiç yorum yok:
Yorum Gönder